گلچین اشعار احمد شاملو
من و تو
من و تو یکی دهانیم که با همه آوازش به زیباتر سرودی خواناست. من و تو یکی دیدگانیم که دنیا را هر دَم در منظرِ…
مرثیههای خاک, حکایت
اینک آهوبرهیی که مجالِ خود را به تمامی زمانمایهی جُستجویش کردم. □ خسته خسته و پایآبله تَنگخُلق و تهیدست از پَستْپُشتههای سنگ فرود میآیم و…
لحظهها و همیشه, گریزان
برای خانمِ عالیه جهانگیر یوشیج از کورهراهِ تنگ گذشتم نیز از کنارِ گلهی خُردی که زنگِ برنجیِ بزِ پیشآهنگ از دور، طرحِ تکاپوی خستهیی را…
کهایم و کجاییم
کهایم و کجاییم چه میگوییم و در چه کاریم؟ پاسخی کو؟ به انتظارِ پاسخی عصب میکِشیم و به لطمهی پژواکی کوهوار درهم میشکنیم. آذرِ ۱۳۵۷…
غم
غم اینجا نه که آنجاست دل امّا در سرمای این سیاهخانه میتپد. در این غُربتِ ناشاد یأسیست اشتیاق که در فراسوهای طاقت میگذرد. بادامِ بیمغزی…
شکفتن در مه, صبوحی
برای م. آزرم به پرواز شک کرده بودم به هنگامی که شانههایم از وبالِ بال خمیده بود، و در پاکبازیِ معصومانهی گرگ و میش شبکورِ…
شبانه – 2 (2)
مردی چنگ در آسمان افکند، هنگامی که خونش فریاد و دهانش بسته بود. خنجی خونین بر چهرهی ناباورِ آبی! ــ عاشقان چنینند. □ کنارِ شب…
سرود ِ مردی که خودش را کُشته است
نه آبش دادم نه دعایی خواندم، خنجر به گلویش نهادم و در احتضاری طولانی او را کُشتم. به او گفتم: «ــ به زبانِ دشمن سخن…
دیگر تنها نیستم
بر شانهیِ من کبوتریست که از دهانِ تو آب میخورد بر شانهیِ من کبوتریست که گلوی مرا تازه میکند. بر شانهیِ من کبوتریست باوقار و…
در آستانه, هاسمیک
با آیدا، در ستایشِ بانوی «مادر» با خوشههای یاس آمده بودی تأییدِ حضورت کس را به شانه بر باری نمینهاد. بلورِ سرانگشتانت که ده هِلالَکِ…





