بدام دلبری دل مبتلا بی

بدام دلبری دل مبتلا بی که هجرانش بلا وصلش بلا بی درین ویرانه دل جز خون ندیدم نه دل گویی که دشت کربلا بی

Continue Reading...

اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ

اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ اگر خود پادشاهی عاقبت هیچ اگر ملک سلیمانت ببخشند در آخر خاک راهی عاقبت هیچ

Continue Reading...

یکی برزیگرک نالان درین دشت

یکی برزیگرک نالان درین دشت بخون دیدگان آلاله می‌کشت همی کشت و همی گفت ای دریغا بباید کشت و هشت و رفت ازین دشت

Continue Reading...

هر آن دلبر که چشم مست دیره

هر آن دلبر که چشم مست دیره هزاران دل چو ما پا بست دیره میان عاشقان آن ماه سیما چو شعر مو بلند و پست…

Continue Reading...

نپنداری که زندان خوشترم بی

نپنداری که زندان خوشترم بی سرم بو گوی میدان خوشترم بی چو گلخن تار و تاریکه به چشمم گلستان بی ته زندان خوشترم بی

Continue Reading...

مو آن دلدادهٔ بی خانمانم

مو آن دلدادهٔ بی خانمانم مو آن محنت نصیب سخت جانم مو آن سرگشته خارم در بیابان که چون بادی وزد هر سو دوانم

Continue Reading...

مرا نه سر نه سامان آفریدند

مرا نه سر نه سامان آفریدند پریشانم پریشان آفریدند پریشان خاطران رفتند در خاک مرا از خاک ایشان آفریدند

Continue Reading...

کنون داری نظر گو واکیانم

کنون داری نظر گو واکیانم ز جورت در گدازه استخوانم بکه اندیشه‌ای بیداد پیشه که آهم تیر بو ناله کمانم

Continue Reading...

فلک زار و نزارم کردی آخر

فلک زار و نزارم کردی آخر جدا از گلعذارم کردی آخر میان تختهٔ نرد محبت شش و پنجی بکارم کردی آخر

Continue Reading...

عزیزا مردی از نامرد نایو

عزیزا مردی از نامرد نایو فغان و ناله از بیدرد نایو حقیقت بشنو از پور فریدون که شعله از تنور سرد نایو

Continue Reading...