گر زلف تو سال و ماه لرزان بودی

گر زلف تو سال و ماه لرزان بودی عنبر ببها همیشه ارزان بودی ور نه رخ تو بزلف پنهان بودی روز و شب ازو بنور…

Continue Reading...

دیدار بدل فروخت نفروخت گران

دیدار بدل فروخت نفروخت گران بوسه با جان فرو شد و هست ارزان آری چو چنان ماه بود بازرگان دیدار بدل فروشد و بوسه بجان

Continue Reading...

بفروختمت سزد بجان باز خرم

بفروختمت سزد بجان باز خرم ازران بفروختم گران باز خرم یاری خواهم ز دوستان ای دلبر تابو که ترا ز دشمنان باز خرم

Continue Reading...

ای روی تو چشم حسن را بینایی

ای روی تو چشم حسن را بینایی یغماست مرا قبله گر از یغمائی خندان گل سرخی و بت گویائی زینست که از بتان تو بی…

Continue Reading...

از چهره و حسنشان همی تابد ماه

از چهره و حسنشان همی تابد ماه بر ماه شکسته زلفشان گیرد راه با چهرۀ اینچنین بتان دلخواه من چون دارم خویشتن از عشق نگاه

Continue Reading...

گفتم چشمم ز بس کزو خون آید

گفتم چشمم ز بس کزو خون آید از لاله برنگ و سرخی افزون آید گفت آنهمه خون نبد که بیرون آمد ؟ کز رنگ رخم…

Continue Reading...

راز تو ز بیم خصم پنهان دارم

راز تو ز بیم خصم پنهان دارم ور نه غم و محنت تو چندان دارم گویی که ز دل دوست نداریم همه آری ز دلت…

Continue Reading...

بشکفته گلیست بر رخ فرخ دوست

بشکفته گلیست بر رخ فرخ دوست نی نی گل نیست آن رخ فرخ اوست همچون گل سرخ پوست آن برگ نکوست هرگز دیدی که سرخ…

Continue Reading...

ای رخ نه رخی ، که لالۀ سیرابی

ای رخ نه رخی ، که لالۀ سیرابی ای لب نه لبی ، بنوش در عنابی ای غمزه بجادوئی مگر قصابی تو غمزه نه ای…

Continue Reading...

ابروت به زه کرده کمان آمد راست

ابروت به زه کرده کمان آمد راست مژگانت چو تیر بر کمان آمد راست ما را ز تو دلبری گمان آمد راست ای دوست ترا…

Continue Reading...