غزلیات ضیا قاریزاده
چمن چراغان است اى اى گلكم
چمن چراغان است اى اى گلكم چشمم به گريان است اى اى گلكم دلم پريشان است اى اى گلكم استاد احمد ضيا قاريزاده
تذبذب
تذبذب يا كافرِ مطلق باش، يا پوره مسلمان شو يا پيروِ اهريمن، يا بنده ى يزدان شو پا بندِ تذبذب را، پهلو به سرِ…
پس پرده
پس پرده پير من اهل ريا بود نمى دانستم رند آلوده قبا بود نمى دانستم در تهء خرقه صنم داشت نمى فهميدم رهبر راه خطا…
بهار ديگر
بهار ديگر ساقى بيا كه دى رفت شد روزگار ديگر حاشا كه زنده باشيم ما تا بهار ديگر برخيز و باده آور ، بنشين و…
باج عروسى
باج عروسى كلبى بچهء مقصود ساكن ركاخانه زن كرده و درمانده در پيسه ى طويانه بى كندو و بى ارزن افتاده به فكر زن دارد…
اى بار خداى لايزالى
اى بار خداى لايزالى اى نام تو از زوال خالى اى بانى چرخ هفت پركار نام تو كليد جمله اسرار اى نظم جهان منظم از…
افسرده تا كى
افسرده تا كى شنيدم ساحل عزلت كمين فرو افشاند به رنگ آستين چنين ميخواند كز افسردن ما مبادا موج را چين بر جبين تو موجى…
ابر و باران
ابر و باران شبى گفت باران به ابر سياه كه اى تيره بخت نگون بار گاه تو را رنگ و رو همچو شب داده…
ويرانى مردم
ويرانى مردم يك بار نگاهى به پريشانى مردم آبادى كس نيست به ويرانى مردم خلقى نتوان داد به باد از پى حرصى مردم نتوان كشت…
نوروز
نوروز نوروز ديگر آمد و سال دگر گذشت اين يك به شورآمد و آن يك به شر گذشت تقويم پار كهنه شد و رفت از…





