با تضمين يك مصرع از رودكى

با تضمين يك مصرع از رودكى از احمد ضيا قاريزاده كاروان شهيد ما كه بى آب و نان شديم شديم مضطر و ناتوان شديم شديم…

Continue Reading...

‎اى ابر گهربار

‎اى ابر گهربار ‎نوبهار است تو اى ابر گهربار ببار ‎دُر ناب عرضه كن و لؤلؤِ شهوار ببار ‎ به دل سوخته ى باديه آبى…

Continue Reading...

‎اسير

‎اسير ‎يكى صبحى شدم بر طرف باغى ‎كه تا دل را دهم از غم فراغى ‎چه صبحى كز هواى دلپذيرش ‎به هر سو مشك مى…

Continue Reading...

واى به حال وطن

واى به حال وطن جمله به خوابيم ، چه مردِ و چه زن واى به حال وطن نى هنر و علم، نه عقل و نه…

Continue Reading...

‎نواى وقت

‎نواى وقت ‎بشتاب كه وقت در شتاب است ‎سيماب صفت به پيچ و تاب است ‎درياب كه اين سوار يك پا ‎هر ثانيه پاى بر…

Continue Reading...

مورچگان

مورچگان ‏‎آنانكه همى شيفته ى بوى بهارند ‏‎آنانكه همى ديده به راه بر و بارند ‏‎آنانكه همى نوش پذير گُل و برگند ‏‎آنانكه همى گوش…

Continue Reading...

مرا اين سخن حجت محكميست

مرا اين سخن حجت محكميست كه پاينده نى زخم نى مرهميست بسوداى سود و زيان غم مخور كه تا برزنى مژه بيشت كمى ست استاد…

Continue Reading...

‎گل زرد

‎گل زرد ‎هان اى گل زرد زعفرانى ‎تا چند فسرده در جوانى!؟ ‎اى نسخه ى رنج را نمونه ‎اى آيت درد را نشانى! ‎در فصل…

Continue Reading...

‎كبوتر

‎كبوتر ‎اى كبوتر بخراسان برو آنجا كه تو دانى ‎برسان نامهء اين شاعر دلها كه تو دانى ‎قهرمان را و بقا را زمن خسته سلامى…

Continue Reading...

غلام همت والای بابه خارکشم

غلام همت والای بابه خارکشم که خارغم کشد و منت خسان نکشد (ز بار خار ازان شانه اش نشد خالی که بار منت دونان ،…

Continue Reading...