رباعیات فخرالدین عراقی
ای زندگی تو و توانم همه تو
ای زندگی تو و توانم همه تو جانی و دلی، ای دل و جانم همه تو تو هستی من شدی، از آنم همه من من…
آوازهٔ حسنت از جهان میشنوم
آوازهٔ حسنت از جهان میشنوم شرح غمت از پیر و جوان میشنوم آن بخت ندارم که ببینم رویت باری، نامت ز این و آن میشنوم
افتاد مرا با سر زلفین تو کار
افتاد مرا با سر زلفین تو کار دیوانه شدم، به حال خویشم بگذار دل در سر زلفین تو گم کردستم جویای دل خودم، مرا با…
هر چند کباب دل و چشم تر هست
هر چند کباب دل و چشم تر هست هجر تو ز وصل دیگری خوشتر هست تو پنداری که بی تو خواب و خور هست؟ بی…
گر شهره شوی به شهر شرالناسی
گر شهره شوی به شهر شرالناسی ور گوشه گرفتهای، تو در وسواسی به زان نبود، گر خضر و الیاسی کس نشناسد تو را، تو کس…
سودای تو کرد لاابالی دل را
سودای تو کرد لاابالی دل را عشق تو فزود غصه حالی دل را هر چند ز چشم زخم دوری، ای بینایی نزدیک منی چو در…
دل بر تو نهم، زنم بداندیشان را
دل بر تو نهم، زنم بداندیشان را وز تو نبرم ستیزهٔ ایشان را گر عمر مرا در سر کار تو شود عهد تو به میراث…
خاک سر کوی آن بت مشکین خال
خاک سر کوی آن بت مشکین خال میبوسیدم شبی به امید وصال پنهان ز رقیب آمد و در گوشم گفت: میخور غم ما و خاک…
تا با توام، از تو جان دهم آدم را
تا با توام، از تو جان دهم آدم را وز نور تو روشنی دهم عالم را چون بیتو بوم، قوت آنم نبود کز سینه به…
این دورهٔ سالوس، که نتوان دانست
این دورهٔ سالوس، که نتوان دانست میباش به ناموس، که نتوان دانست خاکی شو و کبر را ز خود بیرون کن پای همه میبوس، که…





