جدا از روی تو چشمم چو خونفشان گردد

جدا از روی تو چشمم چو خونفشان گردد ز خون دل مژه ام شاخ ارغوان گردد گرفته ام بغمش الفتی و می ترسم خدا نکرده…

Continue Reading...

برگیر مهر از آنکه بکام دل تو نیست

برگیر مهر از آنکه بکام دل تو نیست برکن دل از کسی که دلش مایل تو نیست تا چند گوئیم که بخوبان مبند دل ناصح…

Continue Reading...

از ما نهفته با دگران یار بوده ای

از ما نهفته با دگران یار بوده ای ما غافل و تو همدم اغیار بوده ای از خواب صبحگاه تو پیدا بود که دوش در…

Continue Reading...

نیست مهر تو متاعی که بجان بفروشم

نیست مهر تو متاعی که بجان بفروشم گرچه ارزان خرم این جنس و گران بفروشم منم آن قدرشناسی که اگر مهر ترا بفروشم بدو عالم…

Continue Reading...

مرغی که بکوی تو ز پرواز نشیند

مرغی که بکوی تو ز پرواز نشیند از جور تو هر چند رمد باز نشیند شد یار و درآمد ز درم غیر و روانیست جغد…

Continue Reading...

گر چه ما را دسترس بر دامن آن ماه نیست

گر چه ما را دسترس بر دامن آن ماه نیست شکرلله از گریبان دست ما کوتاه نیست بیقرار عشق را از محنت هجران چه باک…

Continue Reading...

صبح محشر که من از خواب گران برخیزم

صبح محشر که من از خواب گران برخیزم بود آیا که برویت نگران برخیزم بس ملولم ز جهان بلبل خوش نغمه کجاست کز سر هر…

Continue Reading...

ز پا فتادم و رویم بمنزلست هنوز

ز پا فتادم و رویم بمنزلست هنوز شکست کشتی و چشمم بساحلست هنوز چه حالتست ندانم که بارها از دل شدم خراب و مرا کار…

Continue Reading...

در دل اگر باشدم غیر وصال توکام

در دل اگر باشدم غیر وصال توکام هجر تو بر من حلال وصل تو بر من حرام مرغ دلم اوفتاد از غم عشقت به بند…

Continue Reading...

چون خواهم با سگانش گرم سازم آشنائی را

چون خواهم با سگانش گرم سازم آشنائی را رقیب از رشگ آرد در میان حرف جدائی را ز گلشن می رود آن شوخ بی پروا…

Continue Reading...