از نفس گرم من عالمی افروخته

از نفس گرم من عالمی افروخته می نگرم هر کرا ز آتش من سوخته داغ غم تو بدل موسم پیری رسید صبح دمید و هنوز…

Continue Reading...

هر چند بر آن عارض گلگون نگرد کس

هر چند بر آن عارض گلگون نگرد کس دل میکشدش باز که افزون نکرد کس کو طاقت نظاره بزمی که بود یار همصبحت اغیار وزبیرون…

Continue Reading...

مرا کام دل گر زیاری برآید

مرا کام دل گر زیاری برآید خوشم، گر پس روزگاری برآید زهم گر بر آید دو عالم چه پروا مبادا که یاری ز یاری برآید…

Continue Reading...

گذارد کی مرا سودای عشق از جوش بنشینم

گذارد کی مرا سودای عشق از جوش بنشینم که با دل در سخن باشم اگر خاموش بنشینم زبان انداخت از پا شمع محفل را همان…

Continue Reading...

شب شد که شکوه ها ز دل تنگ برکنیم

شب شد که شکوه ها ز دل تنگ برکنیم نالیم آنقدر که جهان را خبر کنیم نشنیده ایم بوی وفا چون درین چمن با چشم…

Continue Reading...

روزی که دور از برم آن خوشخرام شد

روزی که دور از برم آن خوشخرام شد من بودم و تحملی اما تمام شد اینست اگر فراغت آزادگان باغ آسوده طایری که گرفتار دام…

Continue Reading...

دربان نکند جرأت و خاصان ملک هست

دربان نکند جرأت و خاصان ملک هست گوید که بسلطان که مرا کار شد از دست؟ مگسل ز من ای مهر گسل رشته الفت کز…

Continue Reading...

چو خنجر ستم آن ترک لشگری برداشت

چو خنجر ستم آن ترک لشگری برداشت دلم ستمکشی واو ستمگری برداشت منم که روز ازل از من آسمان و زمین محبت پدری مهر مادری…

Continue Reading...

ترک چشمش که قصد جان دارد

ترک چشمش که قصد جان دارد زمژه تیغ بر میان دارد می توان یافت کاین تغافل را بمن از بهر امتحان دارد قسمت عاشقان فراغت…

Continue Reading...

برکی نگرم؟ چون بتو دیدن نگذارند

برکی نگرم؟ چون بتو دیدن نگذارند وزکی شنوم، کز تو شنیدن نگذارند ای وای بر آن مرغ گرفتار که در دام پایش بگشایند و پریدن…

Continue Reading...