چون از طرف چمن آن سر و سیمینبر شود پیدا

چون از طرف چمن آن سر و سیمینبر شود پیدا ز غوغای تذروان شورش محشر شود پیدا درین گلشن ازین داغم که نوپرواز مرغان را…

Continue Reading...

ترسم که چو جانم زتن زار برآید

ترسم که چو جانم زتن زار برآید از خلوت اندیشه من یار برآید از سینه پاکان مطلب جز سخن عشق از جیب صدف گوهر شهوار…

Continue Reading...

بدل دارم غم عشقی نهان از محرمان خوشتر

بدل دارم غم عشقی نهان از محرمان خوشتر بلی گنج نهانی را نباشد پاسبان خوشتر بطاعت کن زپیری میل در عهد شباب افزون که خوش…

Continue Reading...

از ما درین گلستان جویند گر نشانی

از ما درین گلستان جویند گر نشانی بر گلبنی است ما را دیرینه آشیانی با ما اگر نشینی از مصلحت زمانی عمری پی تلافی هم…

Continue Reading...

نیست هرگز ببد و نیک جهان کار مرا

نیست هرگز ببد و نیک جهان کار مرا هست یکسان سبحه و زنار مرا آب آئینه ز عکس رخ من گل گردد گرد غم بسکه…

Continue Reading...

مرا بتیست که دلها ازین ستم شکند

مرا بتیست که دلها ازین ستم شکند که عهد بندد و بی موجبی بهم شکند براه عشق توام کاش هر کجا خاری است گهی بدیده…

Continue Reading...

کردیم شبی روز غریبانه بدامی

کردیم شبی روز غریبانه بدامی المنته لله که رسیدیم بکامی شاها نکشم باده که همت نپسندد من سر خوش و یاران همه حسرتکش جامی کردی…

Continue Reading...

سینه گرم و مژه خونبار و سحر نزدیکست

سینه گرم و مژه خونبار و سحر نزدیکست با خبر باش که آهم باثر نزدیک است به رفیقان وطن کیست که از ما گوید که…

Continue Reading...

رفتند همرهان و تو در فکر منزلی

رفتند همرهان و تو در فکر منزلی آه این چه غفلتست دریغا که غافلی از دود آه سوختگان باش برحذر اندیشه کن مباد نهی داغ…

Continue Reading...

در آن گلشن که گلچین در بروی باغبان بندد

در آن گلشن که گلچین در بروی باغبان بندد نمی دانم بامید چه بلبل آشیان بندد خدنگش رخنه ها در استخوانم کرد وحیرانم که تا…

Continue Reading...