اطراف چمن ز مشک بوییست به برگ

اطراف چمن ز مشک بوییست به برگ گلزار زمانه را نکوییست به برگ گل را ز دو رویه کار با برگ و نواست آری همه…

Continue Reading...

من خاک درم، تو آفتابی، ای دل

من خاک درم، تو آفتابی، ای دل نشگفت که بر سرم بتابی، ای دل من گم شدم از خود که ترا یافته‌ام دریاب، که مثل…

Continue Reading...

گل را، که صبا، مرغ‌صفت بال گشاد

گل را، که صبا، مرغ‌صفت بال گشاد گفتی که منجم ورق فال گشاد چون گربهٔ بید خوانش آراسته دید سر بر زد و بوی برد…

Continue Reading...

قدش به درخت سرو می‌ماند راست

قدش به درخت سرو می‌ماند راست زلفش به رسن، که پای بند دل ماست دل میل گنه دارد از آن روز که دید کو را…

Continue Reading...

زلف تو، که صد سینه ز دل خالی کرد

زلف تو، که صد سینه ز دل خالی کرد بر قامت همچون الفت دالی کرد گفتم کشمش ببند، متواری شد سر در کمرت نهاد و…

Continue Reading...

دل در غم او بکاست، می‌باید گفت

دل در غم او بکاست، می‌باید گفت این واقعه از کجاست؟ می‌باید گفت گفتی تو که از که این قیامت دیدی؟ از قامت او، چو…

Continue Reading...

خورشید که خاک ازو چو زر میگردد

خورشید که خاک ازو چو زر میگردد از شوق رخ تو دربدر میگردد یک جرعه می‌صاف تو در صافی ریخت شد مست و درین میان…

Continue Reading...

جان از سر زلف دلپذیریت نرهد

جان از سر زلف دلپذیریت نرهد عقل ار خطر خط خطیرت نرهد دل گر به مثل زهرهٔ شیران دارد از نرگس مست شیر گیرت نرهد

Continue Reading...

بر نطع تو اسب شیرکاری گردد

بر نطع تو اسب شیرکاری گردد فرزین تو پیل کارزاری گردد شطرنج چه بود؟ چوبکی چند، ولی از لعل تو چون عود قماری گردد

Continue Reading...

ای ماه، ز پیوستن من عار مدار

ای ماه، ز پیوستن من عار مدار پیوسته مرا به هجر بیدار مدار بر من، که فدای تو کنم جان عزیز خواری مپسند و این…

Continue Reading...