آن خود که بود که در تو واله نشود؟

آن خود که بود که در تو واله نشود؟ از رنج که پرسی تو؟ که او به نشود؟ عاشق شدی، از شهر برونم کردی ترسیدی…

Continue Reading...

هر دم لحد تنگ بگرید بر من

هر دم لحد تنگ بگرید بر من وین خاک به صد رنگ بگرید بر من بر سنگ نویسید به زاری حالم تا بشنود و سنگ…

Continue Reading...

گل گفت مهل، که باد بویم ببرد

گل گفت مهل، که باد بویم ببرد چون خاک به هر برزن و کویم ببرد با وصل من آن آب چو آتش مینوش زان پیش…

Continue Reading...

کم کن ز غمش فغان و مستی، ای دل

کم کن ز غمش فغان و مستی، ای دل وین بار بیفگن که شکستی، ای دل آخر نه خدای تست؟ چندین او را نادیده چرا…

Continue Reading...

شد در پی اوباش چو ننگیش نبود

شد در پی اوباش چو ننگیش نبود در خوی و سرشت ساز و سنگیش نبود ایشان چو شدند سیر و ترکش کردند آمد بر من…

Continue Reading...

دیگر ز شراب شوق مستی، ای دل

دیگر ز شراب شوق مستی، ای دل و آن توبه که داشتی شکستی، ای دل از بادهٔ نیستی خراب افتادی تا باد چنین باد که…

Continue Reading...

در صورت آدم ار فرشتست تویی

در صورت آدم ار فرشتست تویی ور آدمی از روح سرشتست تویی گر می‌نبشتست درین دور کسی آن وحی خط و آنکه نبشتست تویی

Continue Reading...

چون دوستی روی تو ورزم به نیاز

چون دوستی روی تو ورزم به نیاز مگذار به دست دشمن دونم باز گر سوختنیست جان من هم تو بسوز ور ساختنیست کار من هم…

Continue Reading...

پیش تو نشست و خاست نتوان کردن

پیش تو نشست و خاست نتوان کردن وز لعل تو باز خواست نتوان کردن چشمت که درو میل نگنجد، بر اوست خالی که به میل…

Continue Reading...

ای میل دل من به جهان سوی لبت

ای میل دل من به جهان سوی لبت تنگ آمده دل ز تنگی خوی لبت چون خال تو آخر دل ما چند خورد؟ خون دل…

Continue Reading...