غزلیات حافظ
سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی
سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی گفت بازآی که دیرینه این درگاهی همچو جم جرعه ما کش که ز سر دو جهان پرتو جام جهان بین…
ساقی حدیث سرو و گل و لاله میرود
ساقی حدیث سرو و گل و لاله میرود وین بحث با ثلاثه غساله میرود می ده که نوعروس چمن حد حسن یافت کار این زمان…
زان می عشق کز او پخته شود هر خامی
زان می عشق کز او پخته شود هر خامی گر چه ماه رمضان است بیاور جامی روزها رفت که دست من مسکین نگرفت زلف شمشادقدی…
روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنم
روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنم در لباس فقر کار اهل دولت میکنم تا کی اندر دام وصل آرم تذروی خوش خرام در کمینم…
دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم از دل تنگ گنهکار برآرم آهی کآتش اندر…
دو یار زیرک و از باده کهن دومنی
دو یار زیرک و از باده کهن دومنی فراغتی و کتابی و گوشه چمنی من این مقام به دنیا و آخرت ندهم اگر چه در…
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید بگشای تربتم را بعد از وفات و…
در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود تا ابد جام مرادش همدم جانی بود من همان ساعت که از می خواستم شد توبه…
خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن
خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن تا ببینم که سرانجام چه خواهد بودن غم دل چند توان خورد که ایام نماند گو…
خدا را کم نشین با خرقه پوشان
خدا را کم نشین با خرقه پوشان رخ از رندان بیسامان مپوشان در این خرقه بسی آلودگی هست خوشا وقت قبای می فروشان در این…





