غزلیات حافظ
گفتا برون شدی به تماشای ماه نو
گفتا برون شدی به تماشای ماه نو از ماه ابروان منت شرم باد رو عمریست تا دلت ز اسیران زلف ماست غافل ز حفظ جانب…
که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی شدهام خراب و بدنام و هنوز…
فاتحهای چو آمدی بر سر خستهای بخوان
فاتحهای چو آمدی بر سر خستهای بخوان لب بگشا که میدهد لعل لبت به مرده جان آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و…
صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد
صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه زیرا که عرض شعبده…
صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری
صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری به یادگار بمانی که بوی او داری دلم که گوهر اسرار حسن و عشق در اوست توان…
شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان
شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت گفت ای چشم و…
سحر بلبل حکایت با صبا کرد
سحر بلبل حکایت با صبا کرد که عشق روی گل با ما چهها کرد از آن رنگ رخم خون در دل افتاد و از آن…
زین خوش رقم که بر گل رخسار میکشی
زین خوش رقم که بر گل رخسار میکشی خط بر صحیفه گل و گلزار میکشی اشک حرم نشین نهانخانه مرا زان سوی هفت پرده به…
روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر
روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر خرمن سوختگان را همه گو باد ببر ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا گو…
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست فغان فتاد به…





