قاموس سخن
در خاموش ترين گاه
در خاموش ترين گاه [ =زمان ] شب است كه شبنم بر سبزه فرو مي نشيند. (نيچه)
در حفظ دين بکوش زيرا
در حفظ دين بکوش زيرا سعادت روحاني از آن برسد (کورش کبير)
در جنگ اگر مسئوليتي به
در جنگ اگر مسئوليتي به عهده تست بسيار مواظب باش (کورش کبير)
در تنهايي مرگ هيچ چيز
در تنهايي مرگ، هيچ چيز از چشم نميافتد. (آنتوان دوسنت اگزوپري)
در پهنه ي زندگي بايد با
در پهنه ي زندگي، بايد با ساز زندگي پايكوبي كرد. (فلورانس اسكاول شين)
در بين همهي انسانهايي
در بين همهي انسانهايي كه از روز ازل، چشم به جهان گشودهاند، فقط افرادي كه روزهاي گذران زندگي را با ياد گذشته هدر ندادهاند، آمرزيده…
در برابر يورش خنده هيچ
در برابر يورش خنده، هيچ امري نميتواند پايداري كند. (مارك تواين)
در آيين خرد در هر كاري
در آيين خرد، در هر كاري انديشه بايد. (بزرگمهر)
در آوردگاه پهناور دنيا
در آوردگاه پهناور دنيا، در اردوي زندگي، چون گوسفنداني مباش كه بي اراده رانده مي شوند؛ قهرماني باش در تكاپو. (هنري وادزورث لانگفلو)
در آفرينش تنها كار
در آفرينش، تنها كار دشوار، آغاز كردن آن است؛ ساختن برگ چمن، آسانتر از ساختن بلوط نيست. (نامشخص)





