قاموس سخن
روي دروازه ي قلبم چنين
روي دروازه ي قلبم چنين نوشته ام: “ورود ممنوع”، ولي عشق، خنده كنان وارد شد و گفت: “من همه جا وارد مي شوم. ” (نامشخص)
روشنايي دوستي به نور
روشنايي دوستي به نور فسفر ماند كه چون پيرامون ما تاريك شود، روشني آن آشكار گردد. (ناشناس)
روزي جهانيان همه دست
روزي جهانيان، همه، دست برادري به يكديگر خواهند داد و آن، روزي است كه بدبختي و تيره روزي در گسترهي جهان يافت نخواهد شد. (ويكتور…
روح و جان با خدمت كردن
روح و جان با خدمت كردن بيدار مي شوند. (نامشخص)
روبرو شدن با چيزي كه در
روبرو شدن با چيزي كه در زندگي شما نتيجه نميدهد، كمابيش به اين معناست كه شما سرگرم انجام كاري پريشان كننده و دردسرساز هستيد. (جك…
رهبري آميزه اي از راهبرد
رهبري آميزه اي از راهبرد و منش است، اما اگر قرار باشد يكي از اين دو را نداشته باشيم، بهتر است قيد راهبرد را بزنيم….
رهبر خوب پيروان خود را
رهبر خوب پيروان خود را تشويق مي كند تا چيزي را به او بگويند كه نياز به داشتن آن دارد، نه چيزي را كه خوشايند…
رنجديده! اگر بكوشي تا
رنجديده! اگر بكوشي تا چيزي از مال خود را به مردم ببخشي، بي ترديد رستگار هستي. (جبران خليل جبران)
رمز پاس داشتن چابكي و
رمز پاس داشتن چابكي و نرمي و ظرافت آن است كه انسان هيچ گاه ورزش را ترك نكند. (آندره موروا)
رقص به مثابه ي تلگرافي
رقص به مثابه ي تلگرافي است كه به زمين فرستاده مي شود و درخواست خنثي كردن جاذبه ي زمين را دارد. (نامشخص)





