قاموس سخن
دوست حقيقي مانند نهالي
دوست حقيقي مانند نهالي است كه در كوهستان مي رويد و به محض اينكه ريشه هاي خود را به سنگهاي صخره كوه متصل كرد، ديگر…
دوره ي دگرگوني دوره ي
دوره ي دگرگوني، دوره ي ترس و دوره ي كسب فرصت است. اينكه كدام يك بهره ي شما مي شود، بستگي به گرايش شما دارد….
دو عاشق بيش از هر چيز
دو عاشق، بيش از هر چيز، به نامهاي يكديگر وابستهاند. (والتر بنيامين)
دهان زشتگوي را بايد با
دهان زشتگوي را بايد با خاموشي وقار بست. (فرانسيس بيكن)
دنيا گلي است كه گلبرگ
دنيا گلي است كه گلبرگ هايش خيالي و خارهايش حقيقي است. (نامشخص)
دنيا براي شرافت شما
دنيا براي شرافت شما اهميتي قائل نيست. در اين دنيا از شما انتظار مي رود كه پيش از آن كه نسبت به خودتان احساس خوبي…
دليري و شجاعت را به دروغ
دليري و شجاعت را به دروغ نمي توان بر خود بست؛ دليري صفتي است كه مكر و فريب نمي پذيرد. (ناپلئون بناپارت)
دل من پيوسته آرزوي پرواز
دل من پيوسته آرزوي پرواز دارد، نه براي آنكه به سوي آسمان رود، بلكه تا از دست خويش بگريزد. (گوته)
دگرگوني و تكامل يعني
دگرگوني و تكامل، يعني درست برگزيدن و تصميم گرفتن؛ كه اين خود به چَم [= معني] ارزشگذاري است. (آبراهام مازلو)
دعا كردن خواهش نيست
دعا كردن، خواهش نيست، بلكه قرار دادن خود در دستان خدا و گوش دادن به صداي او از كنه قلب است. (مادر ترزا)





