قاموس سخن
دردناك ترين امور زندگي
دردناك ترين امور زندگي دو چيز است: يكي درد ناشي از انضباط و ديگري درد ناشي از تاسف؛ درد تاسف به مراتب سنگين تر است….
درختان را دوست دارم
درختان را دوست دارم، زيرا براي اينكه ديگران زندگي كنند، خود را به كنار راهي كه همه از آن گذر مي كنند، كشيده اند و…
در يك شهر بهسامان
در يك شهر بهسامان، دادگري، بيشك وجود خواهد داشت. (افلاطون)
در همه ي پهنه ها خوش
در همه ي پهنه ها، خوش رفتار باشيد. (ريچارد تمپلر)
در هر شرايطي در پي
در هر شرايطي، در پي بهترينها باشيد. (جك كانفيلد)
در هر حال يك چيز قطعي
در هر حال، يك چيز قطعي است؛ انسان نه كهن ترين و نه پايدارترين مسئله اي است كه در برابر معرفت بشر مورد بررسي قرار…
در نخستين روزهاي به ظاهر
در نخستين روزهاي به ظاهر آسودهي پس از زايش يك كودك، انسان دوباره آن حلقهي جادويي بسته را در مييابد؛ آن حس معجزهآسا را كه…
در موسيقي نت ها مانند
در موسيقي، نت ها مانند كلمات مفهوم مشخصي دارند، اما ترجمه و تفسير آنها غير ممكن است. (نامشخص)
در مرداب دروغ چيزي جز
در مرداب دروغ چيزي جز ماهيهاي مرده شناور نيست. (مثل روسي)
در گذشته حقيقت به
در گذشته، “حقيقت” به گونه و مفهومي ديگر بود، زيرا ديوانه اي ترجمان حقيقت بود. (نيچه)





