قاموس سخن
دست به كار شدن ويژگي
دست به كار شدن، ويژگي همهي انسانهاي كامروا است. هوش سرشار يعني هنر تاب آوردن درد و رنج. (آلبرت هاباردد)
دروغگويي يكي از سببهاي
دروغگويي، يكي از سببهاي ناكام ماندن مناسبتهاست. (لئوبوسكاليا)
درگاه فرمانروا بسان دريا
درگاه فرمانروا بسان دريا است، جوينده اي از دريا ريگ به كف مي آورد و ديگري دُر شاهوار. (بزرگمهر)
درستي شما در ميزان
درستي شما در ميزان پايبندي تان به گرامي ترين ارزش هايتان جلوه مي كند. (برايان تريسي)
درست است كه تاييد
درست است كه تاييد يافتهها، پشتوانهي دانش است، با وجود اين، اگر دانشمندان، خود را تنها كساني بدانند كه حق تاييد يافتهها را دارند، دچار…
درد پيري انحطاط روحي و
درد پيري، انحطاط روحي و جسماني آن نيست، بلكه بار خاطرات آن است. (ويليام سامرست موام)
دربارهي آن كه جاني
دربارهي آن كه جاني بكُشد، درحالي كه مردم جان او را هزار باز كشتهاند، چه مجازاتي خواهيد نوشت؟ (جبران خليل جبران)
در هيچ كجاي دنيا
در هيچ كجاي دنيا، فرصتها كم نيستند. كمبود، فقط در افراديست كه اصولاً خود را وقف كاميابي نميكنند. (جيم رآن)
در هر ملت چراغي هست كه
در هر ملت چراغي هست كه به همه ي افراد نور مي دهد و آن، آموزگار است. (ويكتور هوگو)
در هر سني زيستن با عشق
در هر سني، زيستن با عشق، معناي [=چَم] سادهاش اين است كه آموختهايم عشق را زنده نگاه داريم. (لئوبوسكاليا)





