بيگانه با خلق و نيز

بيگانه با خلق و نيز سودمند براي خلق؛ راهم را اين گونه مي پويم، گاه آفتاب، گاه ابر و هماره بر فراز همين خلق! (نيچه)

Continue Reading...

بيشتر مردم نيمي از عمر

بيشتر مردم نيمي از عمر [ خود ] را صرف بدبخت نمودن نيم ديگر مي كنند. (نامشخص)

Continue Reading...

بيشتر ما در بازي عشق

بيشتر ما در بازي عشق، چون پياده‌هاي شطرنج هستيم كه از آن، هيچ سردرنمي‌آوريم. (لئوبوسكاليا)

Continue Reading...

بيشتر بزهكاران چنان به

بيشتر بزهكاران چنان به سراغ كيفرهايشان مي روند كه مادران به سراغ كودكانشان. صدها بار بزه كرده اند، بي آنكه عواقب ناگوار آن را احساس…

Continue Reading...

بيشتر آدمها دنيا را چيز

بيشتر آدمها دنيا را چيز تهديدكننده اي مي بينند و به همين دليل هم دنيا براي آنها تهديدكننده مي شود. (پائولو كوئيلو)

Continue Reading...

بيزاري بجوي از كسي كه

بيزاري بجوي از كسي كه دريغش مي آيد كسي از نيكي و ياري كس ديگر بهره يابد؛ [ چرا كه ] نه دانشور است و…

Continue Reading...

بياييد آنقدر سرگرم نشويم

بياييد آنقدر سرگرم نشويم يا با شتاب زندگي نكنيم كه نتوانيم به موسيقي چمنزار يا آن سمفوني كه جنگل را مي ستايد، گوش فرا دهيم….

Continue Reading...

بي گمان ابراهيم خود به

«بي گمان ابراهيم (خود به تنهايي) امتي مطيع خداوند وپاكدين بود و از مشركان نبود .»، روايت شده است كه وي آموزگار نيكي ها بود…

Continue Reading...

بهشت يك باغبان باغ او

بهشت يك باغبان، باغ او است و بهشت يك نجار، ميز كارگاه او مي باشد. (آندره موروا)

Continue Reading...

بهترين و حقيقي ترين

بهترين و حقيقي ترين دوستانم از تهي دستانند؛ توانگران از دوستي چيزي نمي دانند. (نامشخص)

Continue Reading...