قاموس سخن
تجربه به تنهايي توليد
تجربه به تنهايي توليد دانش نمي كند. (كرت لوين)
تاكنون قاطع ترين گشاده
تاكنون قاطع ترين گشاده زباني از آن كه بوده است؟ از آنِ طبل. سلاطين تا زماني كه طبل را در اختيار دارند هميشه بهترين سخنور…
تاريخ ميآيد و ميرود
تاريخ ميآيد و ميرود، ولي هنر باقي ميماند. (ويكتور هوگو)
تاراج و شورش هيچ گاه
تاراج و شورش هيچ گاه بهانه تاراج و شورش ديگر نيست. (ارد بزرگ)
تا مرد خاموش است بر او
تا مرد خاموش است بر او خطري نيست، زيرا سرنوشت او به زبانش بسته است. (گوته)
تا زماني كه مسئوليت
تا زماني كه مسئوليت پيشرفت همهي جنبههاي “خود” را به دوش نگرفتهايم، اميدي به دوام عشق نميرود. (لئوبوسكاليا)
تا زماني كه در خوابي
تا زماني كه در خوابي براي شاد كردنت كاري از من ساخته نيست. (ريچارد براتيگان)
تا زماني كه بذر مهر و
تا زماني كه بذر مهر و محبت را در كشتزار دل پرورش ندهيم، احساس كامروايي نميكنيم. (وين داير)
تا حدي که مي تواني از
تا حدي که مي تواني از مال خود داد و دهش نما (کورش کبير)
تا بدان هنگام كه دل و
تا بدان هنگام كه دل و جان شما سرشار از شور و مهر است و با يكديگر ميجوشيد – خواه در فراخي، خواه در تنگي…





