قاموس سخن
جشن هاي بزرگ انگيزه
جشن هاي بزرگ، انگيزه افزايش باروري و پويايي آدميان مي شود. (ارد بزرگ)
جرم اين است كه ندانيم
جرم اين است كه ندانيم زندگي خيلي ساده تر از اينهاست كه ما فكر مي كنيم. (نيچه)
جايي كه سخن باز مي ماند
جايي كه سخن باز مي ماند، موسيقي آغاز مي گردد. (واگنر)
جانوري كه طعمه ي خود را
جانوري كه طعمه ي خود را با دندان مي درد نيز ممكن است خوشبخت باشد، ولي تنها انسان مي تواند نسبت به همنوع خود محبت…
جادهاي كه از چشم تا قلب
جادهاي كه از چشم تا قلب كشيده شده است، از ميان خرد گذر نميكند. (نامشخص)
ثروت حقيقي چيست؟ آفتابي
ثروت حقيقي چيست؟ آفتابي كه بر گدا و توانگر يكسان مي تابد. تو اي توانگر، دل رنجه مكن كه چرا گدا نيز در دنياي خويش…
توجه ما بيشتر به اين
توجه ما بيشتر به اين معطوف مي شود كه فلان كس چه مي گويد، نه اينكه چه كسي مي گويد. (نامشخص)
توانايي يك زنجير مي
توانايي يك زنجير مي تواند متاثر از ضعيف ترين حلقه ي آن باشد. (جان ماكسول)
توان آدميان را با
توان آدميان را با آرزوهايشان مي توان سنجيد. (ارد بزرگ)
تو راه را از ياد برده
تو راه را از ياد برده اي؛ اكنون راه رفتن را نيز از ياد خواهي برد. (نيچه)





