قاموس سخن
به طور مطلق هيچ قانوني
به طور مطلق، هيچ قانوني وجود ندارد. (نيچه)
خودرايي و خودبيني همه
خودرايي و خودبيني، همه كام و مراد خود طلبيدن و ديگران را نامراد و خوار و زبون خواستن، راه اهرمن و دل به نيكي سپردن،…
خودپسندي ما از آنچه به
خودپسندي ما از آنچه به بهترين نحو انجام مي دهيم، مي طلبد كه آن را سخت ترين كار بدانيم و اين، سرمنشاء بسياري از امور…
خودِ راستي و درستي
خودِ راستي و درستي، هميشه ساده است. (دان كارلن)
خود را باور كنيد تا همه
خود را باور كنيد، تا همه ي جهان هستي شما را باور كند. (نامشخص)
خوب است به ياد داشته
خوب است به ياد داشته باشيم كه با چشمپوشي از شمار آدمهايي كه دوستمان دارند و غمخوارمان هستند، واقعيت اين است كه تنها هستيم. (لئوبوسكاليا)
خواسته ها آرزوهاي ما
خواسته ها، آرزوهاي ما هستند و نيازها، ضرورتهاي ما؛ نيازها براي دستيابي به كاميابي و كامروايي، ضروري هستند. (اسپنسر جانسون)
خنديدن يعني استقبال
خنديدن يعني استقبال ناملايمات با خاطري آسوده. (نيچه)
خنده بزرگترين تقويت
خنده، بزرگترين تقويت كنندهي وجود است. (پرمودا باترا)
خطر خوشبختي در اين است
خطر خوشبختي در اين است كه آدمي در هنگام خوشبختي هر سرنوشتي را مي پذيرد و هركسي را نيز. (نيچه)





