قاموس سخن
بهتر است بدهكار باشيم
بهتر است بدهكار باشيم، تا اينكه با پولي كه مهر و نشان ما بر آن نيست بدهي خود را بپردازيم. (نيچه)
به يكديگر عشق بورزيد
به يكديگر عشق بورزيد، ولي عشق را به بند نكشيد. (جبران خليل جبران)
به ياد داشته باش وقتي
به ياد داشته باش، وقتي به تخريب دست مي يازي، خود را نيز تخريب كرده اي و آنگاه كه مي آفريني، ترانه اي، رقصي، خود…
به هنگام رويارويي و
به هنگام رويارويي و روبرو شدن با دشواريها، انديشيدن را آغاز ميكنيم و پوست مياندازيم و آب ديده ميشويم. (آنتوني رابينز)
به هر ميزان تجربه هاي
به هر ميزان، تجربه هاي تماشاگر فراوانتر و توانايي او براي مشاهده ي دروني بيشتر باشد، تجهيزات و تداركات وي براي درك زيبايي كامل تر…
به نظر مي رسد سرشت گربه
به نظر مي رسد سرشت گربه ها اين است كه هيچ گاه با پيگيري چيزي كه مي خواهيد، شما را آزار نمي دهند. (نامشخص)
به ناراحتي ها حتي دندان
به ناراحتي ها (حتي دندان درد) مانند تجربه ي جالبي مي نگرم و از اينكه از تجربه ي تازه اي بيخبر نمانده ام، شادمانم. آسمان…
به محض اينكه انسان از
به محض اينكه انسان از قانون پيروي كند، قانون به فرمانبرداري از او درمي آيد. (فلورانس اسكاول شين)
به گونه اي بياموزيد كه
به گونه اي بياموزيد كه گويي عمري جاويدان داريد و به گونه اي زندگي كنيد كه گويي همين فردا آخرين روز زندگي شما است. (نامشخص)
به كارگيري آشنايان در يك
به كارگيري آشنايان در يك گردونه كاري، برآيندي جز سرنگوني زود هنگام سرپرست آن گردونه نخواهد داشت. (ارد بزرگ)





