قاموس سخن
خردمند با بيدار كردن
خردمند با بيدار كردن خوداشتياقي و خويشتنداري، تواند براي خويش جزيرهاي سازد كه هيچ سيلي آن را غرق نتواند كرد. (بودا)
خرد كيفيتي نيست كه بايد
خرد، كيفيتي نيست كه بايد به آن رسيد، بلكه كيفيتي است كه بايد به ياد آورده شود. (شري كارتر اسكات)
خرد بايد نخستين خواست
خرد بايد نخستين خواست آدميان باشد؛ چرا كه بي خرد، چيزي براي خود ندارد. (ارد بزرگ)
خدمت به وطن نيمي از
خدمت به وطن نيمي از وظيفه است و خدمت به انسانيت، نيم ديگر آن. (ويكتور هوگو)
خداوند زماني مي آيد كه
خداوند زماني مي آيد كه او را دورتر از هميشه تصور مي كنيم. (نامشخص)
خدا كاغذ را براي طراحي
خدا كاغذ را براي طراحي معماري آفريد؛ هرگونه استفاده ي ديگر ـ دست كم براي من ـ [ به معني ] تباه كردن آن است….
خانه بدلي براي بطن
خانه، بدلي براي بطن مادر؛ مسكني كه زماني براي انسان امن ترين و آسايش بخش ترين مكان بوده است و براي هميشه آرزوي آن را…
حياتمان بدون زنان آغازش
حياتمان بدون زنان، آغازش بي پناهي؛ شبابش عاري از لذت و پايانش بدون دلداري مي بود. (نامشخص)
حكومت كشوري كه در آن
حكومت كشوري كه در آن گدايي به صورت حرفه در آيد، بد و فاسد است. (فرانسوا ولتر)
حقيقت و گل سرخ هر دو خار
حقيقت و گل سرخ هر دو خار دارند. (ضرب المثل اسپانيايي)





