قاموس سخن
تاريخ نمي آفريند بلكه
تاريخ نمي آفريند، بلكه «كشف» مي كند. تاريخ، از طريق موقعيتهاي بي سابقه، پرده از آنچه انسان هست، پرده از آنچه «از دير زمان» در…
تاريخ بشر حكايت انسانهاي
تاريخ بشر حكايت انسانهاي عادي است كه بر ترس خود چيره شده و كارهاي شگفت انگيزي انجام داده اند. (برايان تريسي)
تا هرچه بيشتر ممكنها
تا هرچه بيشتر “ممكنها” آفريده شوند، بيدرنگ بايد به بررسي “غيرممكنها” پرداخت. (هرمان هسه)
تا زماني كه نبخشيدهايد
تا زماني كه نبخشيدهايد، هر چيز و هر كس كه باشد، ذهن شما را بدون پرداخت هيچگونه هزينهاي به كار گمارده است. (نامشخص)
تا زماني كه دليل مناسبي
تا زماني كه دليل مناسبي براي باور نداشتن به حريف [=همآورد] وجود ندارد، بايد او را باور داشت. (گاندي)
تا زماني كه به قدرت
تا زماني كه به قدرت نرسيده اي فرمانبردار باش و چون به آن رسيدي، فروتن. (آناتول فرانس)
تا راز اين نكته را
تا راز اين نكته را درنيابي كه: “بمير تا زنده شوي”، ميهمان گمنامي در سرزمين ظلمت بيش نخواهي بود. (گوته)
تا به خود تكاني نداده
تا به خود تكاني نداده ايد، چشم داشت ياري از از ديگران نداشته باشيد. (نامشخص)
پيوند عشق حقيقي حتي به
پيوند عشق حقيقي حتي به مرگ گسيخته نمي شود چه برسد به دوري. (فرانسوا ولتر)
پيشرفت دادن مردم در هر
پيشرفت دادن مردم در هر راهي نتيجه ي خوب در پي دارد. (جان ماكسول)





