قاموس سخن
خوك هايي وجود دارند كه
خوك هايي وجود دارند كه از كثافت خود متنفرند، اما نمي توانند آن را از خود دور كنند. (فرناندو پسوا)
خوشبختي نشانه ي تندرستي
خوشبختي، نشانه ي تندرستي روح است. (ويليام جيمز)
خوشبختي حقيقي در
خوشبختي حقيقي در فرونشاندن همه هيجان ها است. (نامشخص)
خوشبخت كسي كه از همه چيز
خوشبخت كسي كه از همه چيز كناره گيري مي كند، چرا كه از همه چيز كناره گرفته است و براي خود چيزي نگاه نداشته است…
خوش تر دارم كه قديس
خوش تر دارم كه «قديس ستون نشين» باشم تا گردبادي از كين. (نيچه)
خودستايي جان من دليل
خودستايي جان من دليل ناداني بود. (مثل ايراني)
خودت باش؛ شايد بدترين
خودت باش؛ شايد بدترين پندي باشد كه به برخي مي توان داد. (نامشخص)
خود فريبي به اين صورت
خود فريبي به اين صورت بيان شده است كه انگار روي وزنهاي ايستادهايد تا خود را وزن كنيد، در حالي كه شكمتان را تو دادهايد….
خود را بزرگ شمردن نشانه
خود را بزرگ شمردن نشانه بدبختي است. (رالف والدو امرسون)
خوب است كه حقيقت كالا
خوب است كه حقيقت كالا نيست و هيچ كس نمي تواند آن را در اختيار تو بگذارد، وگرنه ارزشش را از دست مي داد. (اشو)





