قاموس سخن
پاره كردن داستان هاي
پاره كردن داستان هاي كوتاه ضروري است؛ چون نوشتن آنها مانند بتون ريختن است. اما نوشتن رمان به بنايي با آجر مي ماند؛ معنايش اين…
پابرجا ماندن در درستي و
پابرجا ماندن در درستي و راستي، به معناي [ =چَم ] دور ماندن از بي خبري و ناداني است. (شري كارتر اسكات)
بين صرفه جويي و خساست
بين صرفه جويي و خساست فرق بگذاريد. اولي انسان را وادار مي كند كه از ولخرجي بپرهيزد و آينده اش را تامين سازد، در حالي…
بيشك زندگي ما انسانها
بيشك زندگي ما انسانها هدفي دارد. بدون باور پابرجا به اين چَم، مفهوم و هدف، ديگر انگيزهاي براي زندگي باقي نميماند. (آنتوني رابينز)
بيشتر مردم عدالت را از
بيشتر مردم عدالت را از آن جهت دوست دارند كه مي ترسند روزي به آنها ستم شود. (لارشفوكولد)
بيشتر ما آدمها وقتي از
بيشتر ما آدمها وقتي از شر تنش جايي كه هستيم و جايي كه فكر مي كنيم بايد باشيم، آسوده مي شويم، دچار ركود مي گرديم….
بيشتر انسانها جزء يكي از
بيشتر انسانها جزء يكي از اين دو دسته هستند: سانچو پانزاها كه به حقيقت مي انديشند، اما آرماني ندارند و دون كيشوتها كه به آرمانها…
بيش از هر چيز ديگري
بيش از هر چيز ديگري، آمادگي، رمز و راز پيروزي است. (هنري فورد)
بيچاره مردمي كه
بيچاره مردمي كه فرمانروايانش رايزن و رايزنانشان فرمانروا هستند. (ارد بزرگ)
بياموزيد كه از روند
بياموزيد كه از روند يادگيري، لذت ببريد. (پيتر مك ويليام)





