قاموس سخن
حضور در زمان حال يعني
حضور در زمان حال، يعني دور كردن حواس پرتي ها و توجه به آنچه در همين لحظه وجود دارد. (وين داير)
حس مكرر شادي براي كسي كه
حس مكرر شادي براي كسي كه خواهان زندگي دلخواه خود است، بسيار ضروري [ =بايسته ] مي باشد. (گيل ليندن فيلد)
حتي علفهاي هرز هم
حتي علفهاي هرز هم ميتوانند به گل تبديل شوند؛ اگر اين فرصت را به آنها بدهيد. (نامشخص)
حتي اگر در مسير درستي هم
حتي اگر در مسير درستي هم باشي، چنان چه فقط آنجا بماني تو را زير خواهند گرفت. (نامشخص)
حافظه ام مي گويد من
حافظه ام مي گويد : “من چنين كرده ام”. غرورم سرسختانه مي گويد : “امكان ندارد چنين كاري كرده باشم”. سرانجام حافظه كوتاه مي آيد….
چيزي كه زيبا باشد بي گفت
چيزي كه زيبا باشد بي گفت و گو مفيد هم هست. (آنتوان دوسنت اگزوپري)
چيزي را كه با لذت
چيزي را كه با لذت بياموزيم هيچ گاه فراموش نخواهيم كرد. (نامشخص)
چيزهايي را كه به درد
چيزهايي را كه به درد بخور يا زيبا نيستند، در خانه ي خود نگاه نداريد. (نامشخص)
چون زندگي كوتاه است و
چون زندگي كوتاه است و اوقات فراغت محدود، نبايد زمان را صرف خواندن كتابهاي بي ارزش و پيش پا افتاده كرد. (جان راسكن)
چو ميوه درخت خوردي شاخه
چو ميوه درخت خوردي شاخه مشكن. (مثل فارسي)





