قاموس سخن
تا چيزي از دست ندهي چيز
تا چيزي از دست ندهي، چيز ديگري به دست نخواهي آورد؛ اين يک هنجار هميشگي است. (ارد بزرگ)
تا آنجا كه ممكن است آدمي
تا آنجا كه ممكن است آدمي مي بايست نيازهاي ضروري خويش را خود برآورد، اگر چه نصفه نيمه و ناقص؛ اين است راه آزادي جان…
پيشه هاي برخي از
پيشه هاي برخي از ثروتمندان و نجبا گونه اي خستگي در كردن از كاهلي [ =تن آساني ] ديرپا و معمول شان است. (نيچه)
پيشتر رويم! انگيزه ها
پيشتر رويم! انگيزه ها بزرگتر خواهند بود. (والت ويتمن)
پيش از دانستن بايد ايمان
پيش از دانستن بايد ايمان داشت. (مثل قديمي)
پيش از آنكه خزان از راه
پيش از آنكه خزان از راه برسد، از هر بهار بهره مند شو. (ويكتور هوگو)
پيروزي آن نيست كه هرگز
پيروزي آن نيست كه هرگز زمين نخوري، آن است كه بعد از هر زمين خوردني برخيزي. (مهاتما گاندي)
پي بردن به اسرار اتم
پي بردن به اسرار اتم براي من آسانتر از درك مكنونات [ =نهان داشته هاي ] يك زن است. (آلبرت انيشتين)
پول غلام مرد عاقل است و
پول، غلام مرد عاقل است و ارباب مرد احمق. (مثل آلماني)
پنهان زندگي كن تا بتواني
پنهان زندگي كن تا بتواني براي خود زندگي كني. (نيچه)





