قاموس سخن
گِرد خويش اگر چون خمره ي
گِرد خويش اگر چون خمره ي غلتاني نگردم؛ چگونه تاب آرم، بي سوختن، از پي خورشيد دويدن را ؟ (نيچه)
گر راهرو بهتر از خويش يا
گر راهرو بهتر از خويش يا همارز خود را به راه نبيند، همان بهتر كه تنها رود، چه نادان به همراهي نَيَرزَد. (بودا)
گذشت خير و بركتيست دو
گذشت، خير و بركتيست دو جانبه، كه هم دهنده و هم دريافت كننده را بهرهمند ميكند. (ويليام شكسپير)
گاهي گرايش ما به گسترش
گاهي، گرايش ما به گسترش دادن و كليگويي، برخاسته از اين گرايش و نياز دروني است كه كمتر بينديشيم و آسودهتر باشيم. (آنتوني رابينز)
گاهي بهتر است كار را
گاهي بهتر است كار را صرفاً براي لذتي كه از آن مي بريم، انجام دهيم. (ريچارد تمپلر)
گاهان
بايد براي [آباداني] جهان كوشيد و آن را به درستي نگاهباني كرد و به سوي روشنايي برد. گاهان
کسي كه حفظ جان را مقدم
کسي كه حفظ جان را مقدم بر آزادي بداند، لياقت آزادي را ندارد. (بنجامين فرانكلين)
كيست كه نداند مردان بزرگ
كيست كه نداند مردان بزرگ از درون كاخهاي فرو ريخته به قصد انتقام بيرون مي آيند؛ انتقام از خراب كننده. ندايي در درونم مي گفت…
كودكان ارزشمندترين
كودكان، ارزشمندترين سرچشمه هاي دنيا و بهترين اميد براي آيندهاند. (جان اف كندي)
كنار آمدن با دنياي دروني
كنار آمدن با دنياي دروني خويشتن، به همان اندازه داراي اهميت است كه لمس واقعيتهاي اجتماعي. (آبراهام مازلو)





