قاموس سخن
مهارت و چيرگي پيدا كردن
مهارت و چيرگي پيدا كردن در هر كاري، زمان ميخواهد؛ بايد تمرين كنيد، تمرين كنيد و تمرين كنيد. (جك كانفيلد)
من يك مادر عادي نبودم
من يك مادر عادي نبودم. البته هيچگاه با فرستادن بچههايم به مدارس شبانهروزي، آنها را از سرِ خودم باز نكردم يا براي نمونه، هيچگاه برايشان…
من هميشه باور داشته ام
من هميشه باور داشته ام كه در طبيعت، زيباتر از زن وجود ندارد. (گابريل گارسيا ماركز)
من نميدانستم كه تو را
من نميدانستم كه تو را دوست دارم، تا اينكه آن را از زبان خودم شنيدم. براي لحظهاي انديشيدم: “خدايا من چه گفتم؟” و سپس فهميدم…
من مي خواهم بدانم خدا
من مي خواهم بدانم (خدا) چگونه اين جهان را آفريده است. علاقه اي به اين يا آن پديده ندارم. در (طيف) اين يا آن عنصر…
من مثل كسي هستم كه در
من مثل كسي هستم كه در روي زمين در جستجوي خوشبختي است و نمي داند اين وسيله كجا پنهان شده است و چيزي از آن…
من فكر مي كنم آدم بايد
من فكر مي كنم آدم بايد وقت خود را تنها صرف خواندن كتاب هايي نمايد كه با چنگ و دندان دل خواننده را ريش مي…
من زماني كه روي حل يك
من زماني كه روي حل يك مسأله كار مي كنم، هرگز به زيبايي راهحل آن نمي انديشم. من تنها به اين ميانديشم كه چگونه مسأله…
من در جهان يك دوست داشتم
من در جهان يك دوست داشتم و آن هم خودم بوده ام. (ناپلئون بناپارت)
من چيزهايي را كه در دنيا
من چيزهايي را كه در دنيا وجود ندارند، چيزهايي را كه اندكي فراتر از دنيا شناورند، ترجيح [=برتري] ميدهم. من ترجيح ميدهم وارد دنيا نشوم،…





