قاموس سخن
ما با عذاب وجدان خود
ما با عذاب وجدان خود بهتر كنار مي آييم تا با سابقه و شهرت بد خود. (نيچه)
ما از جنس روياهايمان
ما از جنس روياهايمان هستيم. (ويليام شكسپير)
لذتي كه هنر بر ما ارزاني
لذتي كه هنر بر ما ارزاني مي دارد، نيازمنديم و چون به گونه اي هنر ما نيست، نه وجهي مي پردازيم و نه تاسف مي…
لحظه هاي شاد زندگي من كم
لحظه هاي شاد زندگي من كم بودهاند و اين لحظه ها زماني بوده كه در آغوش خانوادهام بودهام. (توماس جفرسون)
لازم است بر سر نويسنده
لازم است بر سر نويسنده بي نام و نشان، يعني يك شارلاتان ادبي فرياد زد كه اگر شجاعت آن را نداري كه آنچه را درباره…
گناه افشا شدن يك راز به
گناه افشا شدن يك راز به گردن كسي است كه اولين بار آن را به ديگري سپرده است. (نامشخص)
گل شادي آفرين است
گل، شادي آفرين است. بگذار همه از اين شادي سهمي داشته باشند. (گوته)
گسيختن رشته ي علايق
گسيختن رشته ي علايق فرزندي، غريزه ي برخي از خانواده هاي بينوا است. (ويكتور هوگو)
گرفتاري شما هر اندازه هم
گرفتاري شما هر اندازه هم كه باشد، غير ممكن است كه نتوانيد هر روز يك كار خير براي كسي بكنيد يا سخن نيكي براي كسي…
گرانقدرترين كارها اين
گرانقدرترين كارها اين است كه اجازه دهيم ديگري از روبروي ما بگذرد. (ويليام بليك)





