قاموس سخن
من مي خواهم؛ جمله اي است
من مي خواهم؛ جمله اي است كه از اراده قوي سرچشمه گرفته است. (نامشخص)
من مخالف مراسم پرخرج
من مخالف مراسم پرخرج خاكسپاري هستم. براي انسان بايد هنگام تولد عزاداري كرد، نه وقتي كه از اين دنيا مي رود. (منتسكيو)
من فكر مي كنم هيچ
من فكر مي كنم هيچ احساسي، رهايي و آزادي بيشتري را به كسي نخواهد داد، زماني كه جرأت كني در زندگي مانند يك اتومبيل بچرخي…
من شخصأ دوست دارم
من شخصأ دوست دارم بياموزم، اگرچه هميشه نفرت دارم از اين كه به من بياموزند. (وينستون چرچيل)
من در شناخت هر اندازه
من در شناخت هر اندازه حريص باشم نمي توانم جز از طريق نگرش خود چيزي كشف كنم و به نگرش ديگران دست نمي يابم. (نيچه)
من خجالتي ترين آدمي هستم
من خجالتي ترين آدمي هستم كه تابحال وجود داشته، اما شيري در درونم دارم كه هيچ گاه خفه نمي شود. (نامشخص)
من به والدينم به چشم
من به والدينم به چشم كودكاني خردسال مي نگرم كه نيازمند محبت هستند. (نامشخص)
من بر اين باورم كه ديدن
من بر اين باورم كه ديدن يك برگ علف، كمتر از سفر به ستارگان نيست. (والت ويتمن)
من اگر در بهشت باشم ولي
من اگر در بهشت باشم، ولي به من بگويند حق نداري جهنم را به اين بهشت ترجيح دهي، از آن بهشت بيرون مي روم. (نامشخص)
من از رايانه ها نمي
من از رايانه ها نمي ترسم، از نبود آن ها مي ترسم. (نامشخص)





