قاموس سخن
ما بايد طبيعت را به چشم
ما بايد طبيعت را به چشم مادرمان بنگريم و با آرامش، خودمان را به او تسليم كنيم تا بتوانيم بسيار آسوده احساس كنيم كه به…
ما بايد ببينيم كه در
ما بايد ببينيم كه در رفتار و آداب ما چه چيزهاي خوبي هست و بكوشيم تا آنها را پاس داريم و هر چه را هم…
ما انسانها اين گونه
ما انسانها اين گونه آفريده شده ايم كه اگر بدانيم ميليونها سال در جهان باقي خواهيم ماند، اما قرين اندوه و بدبختي خواهيم بود، راضي…
لغزش انسان همواره تدريجي
لغزش انسان همواره تدريجي است. بديها در وجود ما، پاي حاضر آماده و نامرئي دارند. حتي كساني از ما با ظاهر پاك و آراسته، چنين…
لذت بيرحمي در ديدن رنج
لذت بيرحمي در ديدن رنج ديگران است، اما فردي كه بيرحم است اين بيرحمي گريبانگير خودش هم مي شود و به ايشان نيز آزار خواهد…
لبخند حتي زماني كه بر
لبخند، حتي زماني كه بر لبان يك مرده مي نشيند، باز هم زيباست. (كريستين بوبن)
گونه اي از نخوت در نيكي
گونه اي از نخوت در نيكي وجود دارد كه همانند بدي، موردي استثنايي است. (نيچه)
گمان مي كنم تاثير موسيقي
گمان مي كنم تاثير موسيقي در هر كس، وجود دومي را بيدار مي كند كه بسيار عالي تر از هستي معمولي همه روزه است. (نامشخص)
گفتگو دربارهي هدف يك
گفتگو دربارهي هدف، يك چيز است و به ثمر رساندن آن، چيز ديگريست. (جيم رآن)
گريز از مرگ دشوار نيست
گريز از مرگ، دشوار نيست، گريز از بدي دشوار است، زيرا بدي تندتر از مرگ مي رود. (سقراط)





