قاموس سخن
ما بايد براي خوشبخت
ما بايد براي خوشبخت زيستن، موقعيت هاي مناسب ايجاد كنيم، نه اينكه در انتظار آن باشيم. (فرانسيس بيكن)
ما انسانها در زندگي خود
ما انسانها در زندگي خود به اندكي گوناگوني و دگرگوني نيازمنديم؛ اين همان امري است كه زندگي را هيجانانگيزتر ميسازد. (آنتوني رابينز)
ليس خور كفش ستمگران به
ليس خور كفش ستمگران به پهناي زبان كفش ليس ها است و قدرت ستم آنها با توان تاب آوردن ستمديدگان برآورده مي شود. (احمد شاملو)
لذت راستي چنان است كه
لذت راستي چنان است كه هيچ كس دوست ندارد در رنج و دروغ فرو افتد. (اشو)
لبخند زن در دو جا آسماني
لبخند زن در دو جا آسماني و فرشته مانند است: يكي، هنگامي كه براي اولين بار با لبخند به معشوق خود مي گويد دوستت دارم…
گيتي در جنگ و آوردي بزرگ
گيتي در جنگ و آوردي بزرگ در گردش است. انديشه و تلاش خردمندان از يك سو و پوزخند اهريمن و روانِ ديوپيشگان از سوي ديگر،…
گمان نكنيد كه با
گمان نكنيد كه با روياپردازي هاي خود هرگز به جايي نخواهيد رسيد. (ريچارد تمپلر)
گفتن چنين عبارتي كه هر
گفتن چنين عبارتي كه «هر آنچه حق يكي باشد، حق ديگران هم هست»، كاري غير اخلاقي است. (نيچه)
گريه در روزهاي گرفتاري
گريه در روزهاي گرفتاري چون باران در صحراي سوزان سبب ادامه زندگي مي گردد. (نامشخص)
گِرد خويش اگر چون خمره ي
گِرد خويش اگر چون خمره ي غلتاني نگردم؛ چگونه تاب آرم، بي سوختن، از پي خورشيد دويدن را ؟ (نيچه)





