قاموس سخن
زماني كه وجود فرد پُر از
زماني كه وجود فرد پُر از پيشداوري باشد، فضاي اندكي براي خرد ميماند. (نامشخص)
زماني كه گفتم تا آخر عمر
زماني كه گفتم تا آخر عمر مجرد مي مانم نمي دانستم آنقدر عمر مي كنم كه ازدواج كنم. (ويليام شكسپير)
زماني كه ديگران شمارش
زماني كه ديگران، شمارش غيرممكنها را آغاز ميكنند، من شمارش امكانات را آغاز ميكنم. (كيم وو چونگ)
زماني كه به موسيقي گوش
زماني كه به موسيقي گوش فرا ميدهم، از هيچ خطري نميهراسم. آسيبپذير نيستم. دشمني نميبينم. با دوران كهن و زمان كنوني پيوند ميخورم. (هنري تورئو)
زماني كه انتظار بهترين
زماني كه انتظار بهترين پيشامد را داريد، نيرويي مغناطيسي از مغزتان خارج مي شود كه بهترين ها را جذب مي كند. اگر انتظار بدترين ها…
زماني چيزهايي مرا به خشم
زماني چيزهايي مرا به خشم مي آورد كه امروز باعث خنده ام مي شوند. براي اين كار پايداري لازم است تا با آن، انسان هاي…
زمان كودكي است كه شاه و
زمان، كودكي است كه شاه و وزير بازي مي كند؛ قدرت شاه در دست يك كودك است. (هراكليت)
زمان استاد بزرگي است كه
زمان، استاد بزرگي است كه بسياري از مشكلات را حل مي كند. (نامشخص)
زبان انسان ماري است كه
زبان انسان ماري است كه خود را مي گزد. (نامشخص)
كسي كه مي ماند و نمي
كسي كه مي ماند و نمي پرد، به يك راز بزرگ آگاه گشته و آن فلسفه پرواز است. (ارد بزرگ)





