قاموس سخن
شادي عطري است كه نمي
شادي، عطري است كه نمي تواني به ديگران بزني، مگر آنكه قطره هايي از آن را به خودت بزني. (رالف والدو امرسون)
شادماني و خوشبختي در يك
شادماني و خوشبختي، در يك نُت تنها نهفته نيست، شادماني، آن چيزيست كه در دو نُتي كه با هم برخورد ميكنند، وجود دارد. (كريستين بوبن)
شادمان بودن آن هم زماني
شادمان بودن، آن هم زماني كه شرايط خوب است، كار چندان سخت و دشواري نيست؛ همه در اين شرايط ميتوانند شادمان باشند و لبخند بزنند….
شاد باد آن كه روح
شاد باد آن كه روح كودكانه خويش را براي هميشه از گناه به دور مي دارد. (فريدريش شيلر)
سه نوع دوستي است كه در
سه نوع دوستي است كه در همه جا پر سود و با ارزش است و سه نوع دوستي ديگر هست كه زيان آور و باعث…
سنگهاي درشت را سنگهاي
سنگهاي درشت را سنگهاي ريز پابرجا نگاه مي دارند. (نامشخص)
سگ همان روحي را دارد كه
سگ، همان روحي را دارد كه فيلسوف. (افلاطون)
سفر راستين براي كشف
سفر راستين براي كشف كردن، رفتن به مكانهاي تازه نيست، بلكه يافتن نگاهي تازه است. (مارسل پروست)
سعادت يعني افتخار به
سعادت يعني افتخار به گذشته و تلاش براي حال و اميد به آينده. (آلبرت انيشتين)
سعادت بسته به كار و
سعادت بسته به كار و جسارت است. (اونوره دو بالزاك)





