قاموس سخن
عشق يعني زندگي و اگر
عشق، يعني زندگي و اگر عشق را از كف دهيد، زندگي را از كف ميدهيد. (لئوبوسكاليا)
عشق ورزيدن به انسانهايي
عشق ورزيدن به انسانهايي كه دوستشان نداريم، ميتواند سبب دگرگوني هر دو نفر شود. (ران كافمن)
عشق همواره نيمي از توان
عشق، همواره نيمي از توان و افكار جوانان را به خود مشغول مي سازد و غايت نهاييِ تقريباً همه ي تلاشهاي بشري است. (آرتور شوپنهاور)
عشق نياز به تجزيه كننده
عشق نياز به تجزيه كننده ندارد، بلكه براي بيان نيازمند شاعر است. (آندره موروا)
عشق ممكن است به بقال و
عشق ممكن است به بقال و چقال بخندد، ولي براي خرپولها ارزش زيادي قايل است. (نامشخص)
عشق ما را با كاستيهاي
عشق، ما را با كاستيهاي ديگر آشتي ميدهد. (لئوبوسكاليا)
عشق عبارت است از وجود يك
عشق عبارت است از وجود يك روح در دو كالبد؛ عاملي است كه دو تن را مبدل به فرشته واحدي مي كند. (ويكتور هوگو)
عشق سپيده دم ازدواج است
عشق، سپيده دم ازدواج است و ازدواج، شامگاه عشق. (اونوره دو بالزاك)
عشق راستين هرگز فرو
عشق راستين هرگز فرو نمينشيند. روي هيزم سوخته را خاكستر ميگيرد، ولي ستارگان، تابناكي خود را از دست نميدهند. (ويكتور هوگو)
عشق را در دلت نگه دار
عشق را در دلت نگه دار؛ زندگي بدون عشق همچون باغ بدون آفتاب است كه گلها در آن مرده اند. (لئو بوسكاليا)





