قاموس سخن
فراگيري در كتابخانهها
فراگيري در كتابخانهها ميخوابد و خرناسه ميكشد، ولي خرد همه جا هست؛ سرپنجه و بيدار. (جاش بيلينگز)
غوكي وزغي كه ديري
غوكي [=وزغي ] كه ديري خود را باد كُنَد سرانجام مي تركد و بادش در مي رود. (نيچه)
غرورِ سركش را بايد بيشتر
غرورِ سركش را بايد بيشتر از آتش خاموش كرد. (هراكليت)
عيب و علت واقعي و اصلي
عيب و علت واقعي و اصلي پيري در ضعف جسماني نيست، بلكه در بي علاقگي روحي است. (آندره موروا)
عمري چكش برداشتم و بر سر
عمري چكش برداشتم و بر سر ميخي كه روي سنگ بود كوبيدم. اكنون مي فهمم كه هم چكش خودم بودم، هم ميخ و هم سنگ….
علت اينكه زنبورها اينقدر
علت اينكه زنبورها اينقدر وز وز مي كنند اين است كه بلد نيستند حرف بزنند. (نامشخص)
عصباني مباش زيرا مرد
عصباني مباش زيرا مرد عصباني مانند آتش است که در بيشه برافروزد و تر و خشک را با هم بسوزاند (کورش کبير)
عشق يعني اينكه هر
عشق يعني اينكه هر سپيدهدم از خواب بيدار شويد و بدانيد شخص بزرگي را كنارتان داريد. (نامشخص)
عشق همانند نواختن پيانو
عشق همانند نواختن پيانو است: در ابتدا شما بايد قانون نواختن را بدانيد و از روي اصول بنوازيد، ولي سپس بايد اصول را فراموش كنيد…





