قاموس سخن
كسي كه در دسترس و معرض
كسي كه در دسترس و معرض ديد و همنشيني قرار ندارد آسان مي تواند مورد تحسين و ستايش قرار گيرد. (آندره موروا)
كسي كه خود را بزرگ مي
كسي كه خود را بزرگ مي پندارد، اعتماد چنداني ندارد كه همنوعانش او را بزرگ شمارند. او مي ترسد نظري كه درباره ي خود دارد…
كسي كه تنها يك دين را مي
كسي كه تنها يك دين را مي شناسد، ديندار نيست. (نامشخص)
كسي كه به سوي خرد
كسي كه به سوي خرد ميرود، شتاب نميكند، ولي دربارهي آنچه خرد حكم ميكند، ميانديشد. (نامشخص)
كسي كه به اميد شانس زنده
كسي كه به اميد شانس زنده باشد، سالها قبل مرده است. (مثل فرانسوي)
كسي كه بخشش مي كند
كسي كه بخشش مي كند، زماني به نشاط حقيقي دست مي يابد كه پس از جستجوي فراوان نيازمندي را پيدا كند كه عطاي وي را…
كسي كه از مشاهده كارهاي
كسي كه از مشاهده كارهاي نيك ديگران لذت نمي برد، از انجام كارهاي نيك حقيقي ناتوان است. (لاواتر)
كسي كه آرزوهاي خود را
كسي كه آرزوهاي خود را رها كند مرگ خود را آغاز كرده است. (نامشخص)
كسي خوب مي رقصد كه
كسي خوب مي رقصد كه [ انسان ] نيك بختي برايش آواز بخواند. (مثل فرانسوي)
كساني كه هرگز احساسشان
كساني كه هرگز احساسشان را نشان نميدهند، نميتوان به عنوان كساني كه شكست خوردهاند به شمار آورد. (آبراهام مازلو)





