قاموس سخن
عشق خوشبختي است كه دو
عشق، خوشبختي است كه دو طرف براي هم ايجاد مي كنند. (نامشخص)
عشق جوهر زندگي و هدف
عشق، جوهر زندگي و هدف بنيادين آن است. (لارنت گرنيير)
عشق تاج زندگي و سعادت
عشق، تاج زندگي و سعادت جاوداني است. (گوته)
عشق بيشتر گونه اي عذاب
عشق، بيشتر گونه اي عذاب است، اما بي بهره بودن از آن مرگ است. (ويليام شكسپير)
عشق براي مرد گونه اي
عشق براي مرد [ گونه اي ] از احساسات عميق و غير ارادي نيست، بلكه قصد و عقيده است. (نامشخص)
عشق آن نيست كه به هم
عشق آن نيست كه به هم خيره شويم، عشق آن است كه هر دو به يك سو بنگريم. (آنتوان دوسنت اگزوپري)
عشق از خلال عشق ورزيدن
عشق از خلال عشق ورزيدن آموخته ميشود. (لئوبوسكاليا)
عرق ريختن هنگام كار
عرق ريختن هنگام كار، بسيار بهتر از عرق ريختن در باشگاه است. (كيم وو چونگ)
عاشقي كه با تن بشري نه
عاشقي كه با تن بشري نه با نفس انساني عشق مي ورزد، نه او را قدر و قيمتي هست و نه عشق او را دوام…
عاشق بودن توانمند بودن
عاشق بودن، توانمند بودن در پذيرفتن ايده ها و حقايق تازه است؛ دانستن، آن است كه ديگري نيز آنچه كه بوده باقي نمي ماند و…





