قاموس سخن
صحنه هاي صنعت آكنده از
صحنه هاي صنعت آكنده از استخوان سازمانهايي است كه رهبران آنها از درون خود پوسيدند؛ رهبراني كه به جاي اينكه دست بده داشته باشند، دستشان…
شيطان از همان اول قاتل
شيطان از همان اول قاتل بود و از حقيقت نفرت داشت. در وجود او ذرهاي حقيقت پيدا نميشود، چون ذاتاً دروغگو و پدر تمام دروغگوهاست….
شوخي اين توانايي را به
شوخي، اين توانايي را به فرد مي دهد كه بدون آنكه تبديل به چهره اي مصيب بار شود، در ميانه ي رويدادهاي مصيبت بار زندگي…
شنيدن چيزي كه آدم از پيش
شنيدن چيزي كه آدم از پيش ميداند، دشوار است. (كريستين بوبن)
شمار فرزندانم بيش از آن
شمار فرزندانم بيش از آن است كه بتوانم از عهدهي مراقبتشان برآيم، ولي شمارشان به آن اندازه نيست كه از توان عشق ورزيدن من بيشتر…
شما هرگز قادر به آموختن
شما هرگز قادر به آموختن كم و اندك نخواهيد بود، تنها مي توان بيشتر و بيشتر ياد گرفت. (نامشخص)
شما نمي توانيد با شانه
شما نمي توانيد با شانه خالي كردن از مسئوليت امروز، از مسئوليت فردا شانه خالي كنيد. (آبراهام لينكلن)
شما ميتوانيد از
شما ميتوانيد از انديشههاي منفي دوري كنيد و به جاي آن، در پي شرايط خوب باشيد. به اين ترتيب از سرنگوني خود جلوگيري كردهايد. (پرمودا…
شما فضيلت مندان كوچك
شما فضيلت مندان كوچك، چنان بر مي گيريد كه گويي مي دزدند. اما شرف در ميان ناكسان نيز مي گويد: «تنها آن جا بايد دزديد…
شما چون فصلهاي سال
شما چون فصلهاي سال هستيد، زيرا در زمستان خود بهار را انكار مي كنيد، در حالي كه بهار سرسبز هرگز شما را انكار نمي كند،…





