قاموس سخن
شنيدم مردي از امام صادق
شنيدم مردي از امام صادق عليه السلام مي پرسيد :«كسي مي گويد كه دوستت دارم . من از كجا بدانم كه [واقعا] دوستم دارد ؟»….
شما يك ستاره را به دو
شما يك ستاره را به دو دليل مينگريد: براي آنكه درخشان است و براي آنكه نفوذناپذير است. نزديك به خود درخشندگياي دلنوازتر و رازي بزرتر…
شما هرگز از فردي ديگر
شما هرگز از فردي ديگر بيم نداشتهايد. تنها چيزي كه هميشه شما را ميترسانده، ديدگاههاي خودتان در مورد آن فرد بوده است. (گاي فينلي)
شما نمي توانيد با تنفر
شما نمي توانيد با تنفر داشتن از ديگري خودتان را به خدا نزديكتر كنيد، چه باور داشته باشيد كه اين خشمي بجاست و يا نه….
شما مي توانيد همه ي
شما مي توانيد همه ي آدمهاي دنيا را با تمام انديشه هاي گوناگون بيازماييد، اما خواهيد ديد كه دوستي آدم هاي خداشناس پايدارتر است. (گوته)
شما فرزانگان نامدار
شما فرزانگان نامدار خدمتگزار مردم و خرافات مردم بوده ايد ؛ نه خدمتگزار حقيقت! و ايشان درست به همين دليل شما را بزرگ مي دارند….
شما بيشتر از آنچه مي
شما بيشتر از آنچه مي انديشيد، باهوش هستيد. (نامشخص)
شما با گذشت چيزي را از
شما با گذشت، چيزي را از دست نمي دهيد، بلكه به دست مي آوريد. (ارد بزرگ)
شگفتا كه از مرگ
شگفتا كه از مرگ ميهراسيم، ولي آرزوي خفتن و روياهاي زيبا را داريم. (جبران خليل جبران)
شكستي در كار نيست مگر
شكستي در كار نيست، مگر آنكه دست از تلاش برداريد. شكستي در كار نيست، مگر آنكه از درون سرچشمه بگيرد. (آلبرت هاباردد)





