قاموس سخن
فروختن آب به كسي كه در
فروختن آب به كسي كه در بيابان مانده، كار آسانيست. هر كسي ميتواند اين كار را انجام دهد. بازارياب راستين، كسي است كه به صحرانشينان،…
فرق ميان من و تو در
فرق ميان من و تو در شنيدن است؛ تو صداي بسته شدن در را مي شنوي و من صداي باز شدن آن را. (نامشخص)
فرصت بدي كردن در هر روز
فرصت بدي كردن در هر روز صدها بار به دست مي آيد و فرصت خوبي كردن در هر سال، يكبار. (فرانسوا ولتر)
فردي كه چيزي نميداند
فردي كه چيزي نميداند، ولي ميداند كه هيچ نميداند، دانشآموز است؛ به او بياموزيد. فردي كه ميداند، ولي نميداند كه ميداند، در خواب است؛ بيدارش…
فرد با اراده در پيچ و
فرد با اراده در پيچ و خمهاي زندگي هيچ گاه با نااميدي روبرو نخواهد شد. (ناپلئون بناپارت)
فراموش نكنيد كه شايد اگر
فراموش نكنيد كه شايد اگر پسرتان را به ديدن يك مزرعه بفرستيد، بيشتر آمورنده باشد تا اين كه در مدرسهي اقتصاد در هاروارد كسب دانش…
فر و شكوه زماني فزوني مي
فر و شكوه زماني فزوني مي يابد كه دانا در نزد ما ارجمند باشد و كام بدخواه را به زهر بي اعتنايي بيالاييم. (بزرگمهر)
غنچه خوشبختي در جاي
غنچه خوشبختي در جاي تاريك، بي صدا و گودي پنهان شده كه بسيار نزديك به ماست، ولي كمتر از آنجا مي گذريم و آن، دل…
غرور خود را نگهدار اما
غرور خود را نگهدار، اما براي آن زندگي نكن. (نامشخص)
عيب كار اينجاست كه در
عيب كار اينجاست كه در دانشكده انتظار دارند آدم همه چيز را بداند. (جين وبستر)





