قاموس سخن
زندگي بدون زن در نظر من
زندگي بدون زن در نظر من گلستاني بدون گل و عطري بدون بو و خواب آسودهاي بدون روياي خوش، بيش نيست. (ويكتور هوگو)
زندگي با عشق نيازمند
زندگي با عشق، نيازمند جرأت، دليري و بي باكي روحي بزرگي است. (باربارا دي آنجليس)
زندگاني بيبهره از
زندگاني، بيبهره از بخشايش، محكوم [=گردن نهادهي] چرخهي بيپايان كيفر و رنجش است. (نامشخص)
زن يگانه وجودي است كه
زن، يگانه وجودي است كه حقيقت عشق پاك را مي شناسد. (فريدريش شيلر)
زن فرشته اي است كه در
زن فرشته اي است كه در ايام كودكي پرستار ما، در دوران جواني مرادبخش ما و در روزگار پيري تسليت ده ماست. (نامشخص)
زن براي آن آفريده نشده
زن براي آن آفريده نشده كه وجودي پوچ و بيهوده باشد و تنها به درد زينت و تفريح مرد بخورد. (اسمايلز)
زماني كه وجود فرد پُر از
زماني كه وجود فرد پُر از پيشداوري باشد، فضاي اندكي براي خرد ميماند. (نامشخص)
زماني كه گفتم تا آخر عمر
زماني كه گفتم تا آخر عمر مجرد مي مانم نمي دانستم آنقدر عمر مي كنم كه ازدواج كنم. (ويليام شكسپير)
زماني كه ديگران شمارش
زماني كه ديگران، شمارش غيرممكنها را آغاز ميكنند، من شمارش امكانات را آغاز ميكنم. (كيم وو چونگ)





