قاموس سخن
كار كار پيروزي بود؛
كار، كار پيروزي بود؛ پيروزي همه چيز را حل مي كند. (نامشخص)
كار بهترين آرامبخش
كار، بهترين آرامبخش افكار پريشان و غم است. (ارد بزرگ)
قورباغهاي كه در ته چاه
قورباغهاي كه در ته چاه زندگي ميكند، هيچ دركي از گسترش جهان پيرامون خود ندارد. (كيم وو چونگ)
قلمرو من عمل من است و
قلمرو من، عمل من است و كاري را مي كنم كه عقلم حكم مي كند. (گاندي)
قلب خاك خوبي دارد هر
قلب خاك خوبي دارد؛ هر دانه اي از هر جنس كه در آن بكاري، از همان جنس صد دانه بر مي داري. (نادر ابراهيمي)
قدرت نفوذ هيچكس بر ما
قدرت نفوذ هيچكس بر ما به اندازهي مادر نيست. (نامشخص)
قدرت برآمده از شمار
قدرت برآمده از شمار نفرات، مايهي خشنودي ترسويان است. آن كه روحاً دلير است، جز از نفس مبارزه لذت نميبرد. (گاندي)
قانون حد توانايي مي
قانون حد توانايي مي گويد: هميشه براي انجام ضروري ترين كارها زمان كافي وجود دارد. (برايان تريسي)
فيلسوفي كه حالتهاي متعدد
فيلسوفي كه حالتهاي متعدد سلامتي را پيوسته از سر گذرانده و مي گذراند، به همان اندازه، فلسفه هاي متعدد را نيز پشت سر مي گذارد….





