قاموس سخن
سعادت گلي است كه مي
سعادت گلي است كه مي تواند از وزش يك نسيم ضعيف، افسرده و پژمرده گردد. (نامشخص)
سري كه درد نمي كند
سري كه درد نمي كند دستمال نمي بندند. (مثل فارسي)
سرنوشت چيزي است كه انسان
سرنوشت چيزي است كه انسان تنها وقتي اوضاعش به خوبي نمي گذرد به آن اعتقاد دارد و وقتي مشكلات از بين رفت، سرنوشت هم فراموش…
سرشت جادو بدين گونه
سرشت جادو بدين گونه پديدار شود: از راه نگاهِ [افسوني]. پس هرگاه جادو گام پيش نهد و به افسون شيون بركشد، بيشتر كارهاي كشندهي جادويي…
سربازي كه مي ترسد جان
سربازي كه مي ترسد، جان خود و ديگر سربازان را به خطر مي افكند. (ارد بزرگ)
سر كه شوخ طبعي را به
سر كه شوخ طبعي را به چيزي نگيرد، در دل، اخگري نمي افروزد! (نيچه)
سخن گفتن را با سخن گفتن
سخن گفتن را با سخن گفتن و مطالعه را با مطالعه كردن و نوشتن را با نوشتن و كار كردن را با كار كردن خواهيد…
سختي هاي بزرگ به آدمي
سختي هاي بزرگ به آدمي نيرويي دو چندان مي بخشد. (ارد بزرگ)
ستارهشناس ميتواند چيزي
ستارهشناس ميتواند چيزي از دانستنيهايش دربارهي نظم آسماني بگويد، ولي نميتواند آگاهياش را به شما دهد. (جبران خليل جبران)
سامانه همه گير هستي با
سامانه همه گير هستي با آنكه يكنواخت پنداشته مي شود، رو به پويش و پيشرفت است. گردش آرام هستي نبايد ما را فريب دهد. ما…





