قاموس سخن
عشق سبُكسر نيست روي
عشق، سبُكسر نيست؛ روي ناخوشايند زندگي را هم ميبيند، ولي به سبب پايندگي خود، منفيبيني را سرمنزل نهايي خود نميشمارد. (لئوبوسكاليا)
عشق رشتهي نيرومنديست
عشق، رشتهي نيرومنديست كه همهي عناصر زندگي را به هم پيوند ميدهد. (نامشخص)
عشق را نمي شود با مخفي
عشق را نمي شود با مخفي كردن پنهان كرد. (مثل عربي)
عشق در حقيقت عذاب است
عشق در حقيقت عذاب است، ولي محروم بودن از عشق، مرگ است. (ويليام شكسپير)
عشق چيزي است كه به هيچ
عشق چيزي است كه به هيچ چيز ديگر شباهت ندارد. (نامشخص)
عشق تاريخچه زندگي است…
عشق تاريخچه زندگي است…. اما در زندگي مرد حادثه اي بيش نيست. (نامشخص)
عشق پارچه ي گلدوزي شده
عشق، پارچه ي گلدوزي شده اي است كه طبيعت، آن را آراسته و تخيل، نقش و نگار آن را ترسيم كرده است. (فرانسوا ولتر)
عشق بلايي است كه همه
عشق بلايي است كه همه خواستارش هستند. (افلاطون)
عشق انسان را خردمند و
عشق، انسان را خردمند و باتجربه مي كند. (نامشخص)
عشق از بزرگترين و
عشق از بزرگترين و قويترين مردان، ديوانگان و از ديوانگان، عاقلان دور انديش مي سازد. (گوستاولوبون)





