قاموس سخن
كسي كه نتواند خود را
كسي كه نتواند خود را مهار كند، بدون شك قادر به مهار ديگران هم نخواهد بود. (مارك تواين)
كسي كه مرزهاي روان خود
كسي كه مرزهاي روان خود را مي شناسد مي تواند بگويد من، منم؟ (فرناندو پسوا)
كسي كه عشق ميورزد
كسي كه عشق ميورزد، توجهش به آن زيبايي غيرجسماني است كه با گذشت زندگاني، رنگ نميبازد. نه اينكه عشق، كور باشد، نه؛ عشق، ريشه و…
كسي كه زياد حرف مي زند
كسي كه زياد حرف مي زند، يا زياد مي داند يا زياد دروغ مي گويد. (نامشخص)
كسي كه درد روشنگري و
كسي كه درد روشنگري و بازگويي تجربه را ندارد، خود نيز زماني براي بهره بردن از آن نخواهد يافت. (ارد بزرگ)
كسي كه داراي عزمي راسخ
كسي كه داراي عزمي راسخ است، جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند. (گوته)
كسي كه چشم داشت آسايش
كسي كه چشم داشت آسايش دارد، بايد كر، كور و لال باشد. (مثل تركي)
كسي كه بي وقفه خلق مي
كسي كه بي وقفه خلق مي كند، كسي كه چيزي جز آبستن شدنها و زايشهاي روح خود نمي شناسد، ديگر فرصت فكر كردن به خود…
كسي كه به خود اطمينان
كسي كه به خود اطمينان دارد به تعريف كسي احتياج ندارد. (گوستاولوبون)
كسي كه بديهاي همسايهاش
كسي كه بديهاي همسايهاش را چون گندم وجين شده [=پاك شده ار علف هرز] در برابر باد بالا ميافكند، ولي بديهاي خويش ميپوشد، چون نيرنگبازي…





