قاموس سخن
عطش قدرت خطرناك ترين
عطش قدرت، خطرناك ترين پديده خود سري مدير است. (برتراند راسل)
عشق يعني به راه انداختن
عشق يعني به راه انداختن نسل بعد. (آرتور شوپنهاور)
عشق ورزيدن بر زبان
عشق ورزيدن، بر زبان آوردن آن است. عشق يعني خواندن كتاب دل ديگري، تا آن را همان گونه كه مي ستانيم هديه كنيم. (كريستين بوبن)
عشق همچون راستي است؛ گاه
عشق همچون راستي است؛ گاه پيروز ميشود و گاه آسيب ميرساند. (نامشخص)
عشق نور است كه هرچه را
عشق، نور است كه هرچه را در مسيرش قرار بگيرد – از جمله قلبها را – از خود روشن مي سازد. (باربارا دي آنجليس)
عشق مغناطيسي است كه ما
عشق، مغناطيسي است كه ما را به مبدأ خود جذب مي كند. (باربارا دي آنجليس)
عشق صيقل مي زند فرهنگ را
عشق صيقل مي زند فرهنگ را. (اقبال لاهوري)
عشق زماني كه شما را مي
عشق زماني كه شما را مي پرورد، شاخ و برگ فاسد شده را هرس مي كند. (جبران خليل جبران)
عشق راستين عشقي است
عشق راستين، عشقي است متين و حكيمانه كه جستار آن، نظم [=سامان] و زيبايي است. (افلاطون)





